تبليغاتX

زیباترین وب سایت ایرانی

مستند فقر و فحشا مستندی جنجالی

عشق بازی درکوچه وخیابان.عشق=زندگی

با خدا باش پادشاهی کن بی خدا باش هرچه خواهی کن

 

نوشته شده توسط پژمان در شنبه نوزدهم مرداد 1387 ساعت 1:48 بعد از ظهر | لینک ثابت |

آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

 

 

 11052008332.jpg

Image511.jpg-22034

نوشته شده توسط پژمان در جمعه بیست و یکم تیر 1387 ساعت 2:26 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 

اینم عکسای خودم نظر یادتون نره

 آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

 

آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت  آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

نوشته شده توسط پژمان در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 8:57 بعد از ظهر | لینک ثابت |

چند تا دوسم داري ؟ هميشه وقتي يکي ازم مي پرسيد چند تا دوسم داري يه عدد بزرگ ميگفتم... ولي وقتي تو ازم پرسيدي چند تا دوسم داري گفتم : يکي !!! ميدوني چرا ؟چون قوي ترين و بزرگترين عدديه که ميشناسم ... دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين ؟ ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... تو هم يکي هستي ... وسعت عشق من به تو هم يکيه ... پس اينو بدون از الان و تا هميشه : يکي دوست دارم.
*******************************************************

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

تو

************************************************************

عشق را وارد کلام کنيم تا به هر عابري سلام کنيم، و به هر چهره اي تبسم داشت ما به آن چهره احترام کنيم ، زندگي در سلام و پاسخ اوست عمر را صرف اين پيام کنيم : عابري شايد عاشقي باشد پس به هر عابري سلام کنيم .

***********************************************************

 

نوشته شده توسط پژمان در شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 1:36 بعد از ظهر | لینک ثابت |

نوشته شده توسط پژمان در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 3:14 بعد از ظهر | لینک ثابت |

10.gif

یه عالمه عکسای مشتی با حال و بامزه

 

pic139.gifpic127.gif 

pic58.jpgpic75.gif0pic70.jpg

pic10.gif

pic98.gifpic131.gif

1mm.gif

14.jpgpic20.jpgpic15.jpg00001cutehug.gif

hyy.jpg10.jpg

نوشته شده توسط پژمان در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 7:37 بعد از ظهر | لینک ثابت |

ده خصلت خانم ها.........؟!!!!!

آقایـون خـانم ها را دوست دارند. قیافه، بو، طرز راه رفتن وصـحبـت کردن تـنـها چـنـد نـمـونـه از دلایـلی هسـتـــند کهآقایون فــکر میـکنند خانم ها موجوداتی آسمانی هستند.در حـالیکه زنـدگی بدون وجود اونها غیر ممکنه اما مطمئنا باهاشون هم نمی تونیم زندگی کنیم.

ده خصلت خانم ها :

  آقایـون خـانم ها را دوست دارند. قیافه، بو، طرز راه رفتن وصـحبـت کردن تـنـها چـنـد نـمـونـه از دلایـلی هسـتـــند کهآقایون فــکر میـکنند خانم ها موجوداتی آسمانی هستند.در حـالیکه زنـدگی بدون وجود اونها غیر ممکنه اما مطمئنا باهاشون هم نمی تونیم زندگی کنیم. عـلــت این که چرا نمی تونیم باهاشون زندگی کنیم تاحدود بسیار زیادی به این مطلب بر میگرده کــه اونها کامل و بی عـیـب نیـــستند.  من از روی تحلیل های بسیار زیاد10 نمـونــه از کارهای خانم ها رو کشف کردم که آقایون رو واقـعا کفری می کـنـــه و باعث میشه که مردها به سر حد جنون برسند.

شماره 1

  خانم ها وانمود می کنند که پاک و معصوم هستند چیزی که در تعداد بسیار زیادی از خانم ها دیده می شود این است که قصد دارند تا وانمود کنند در زیر یک نور الهی هستند و همیشه از شما خیلی پاک تر هستند. هیچ وقت حاضر نیستند تا اعتراف کنند که به خیابان گردی می روند و تعداد دوست پسرهایشان از 5 نفر هم بیشتر است. البته آن دسته از خانمهایی که واقعا پاک و معصوم می باشند قابل تحسین هستند اما بقیه باید از سرپوش گذاشتن روی کارهایشان دست بردارند. این حق مسلم خانم هاست که به اندازه آقایون سرگرمی داشته باشند و از زندگی خود لذت ببرند و نهایتا هم مردی را برای زندگی آینده خود پیدا کنند که قادر به درک تمام این موارد باشد.

شماره 2

  از سایر خانم ها انتقاد می کنند  برای چه هیچ خانمی نمی تواند از خانم دیگر تعریف کند؟ اونها دوست دارند از تمام مسائل مربوط به خانم های دیگر ایراد بگیرند حال از وزن و مدل مو گرفته تا... تنها یک خانم می تواند تشخیص دهد که کفش خانم دیگری با کیفش ست نیست و با همین مطلب می تواند او را به خاک سیاه بنشاند.   البته عده بسیار معدودی از خانم ها می توانند جذابیت خانم های دیگر را بپذیرند (و خوشبختانه او را به جمع دوستانه شان دعوت کنند) اما بسیاری از آنها دوست ندارند

همسرانشان جذب زیبایی و محبوبیت خانم های دیگر شوند. اما با وجود تمام این حرف ها آقایون به طور ناخودآگاه خانم های زیبا و جذاب را خواهند دید.

شماره 3

  حسودی  می کنند .بیشتر اوقات تنها اشاره به اسم یک خانم دیگر می تواند برای شما مرگ را به همراه داشته باشد. حال تصور کنید چگونه می خواهید در جنگی که به دلیل رفتن شما به کلاب رقص شبانه به وجود آمده آست پیروز شوید

شماره 4

  خود را نیازمند نشان می دهند بعضی از خانمها همیشه چند خط مشی بسیارسری را دنبال می کنند. آنها از همسرانشان انتظار دارند که تمام توجهشان را به آنها معطوف کنند، آنها را تر و خشک کنند و به آنها بگویند که تا چه حد وجودشان استثنایی و ویژه است. آنها می خواهند مردها را به یک

صندوقچه احساسات تبدیل کنند و از آنها انتظار پشتیبانی اخلاقی، ذهنی و عاطفی دارند.در این قسمت یک تضاد جدی بین آن دسته از خانم ها که ذکر شد و دسته دیگری که به بیرون از خانه رفته، کار می کنند و خود را مستقل نشان می دهند وجود دارد. دسته دوم جزء گروهی هستند که هنگام عاشقی واقعا متزلزل می شوند. البته شاید دانستن این مطلب برای شما خالی از لطف هم نباشد که آقایون خانم های سرسخت را ترجیح می دهند زیرا حداقل در این حالت می توانند اندکی آرامش ذهنی خود را حفظ کنند.

شماره 5

رمزی صحبت میکنندجمله قدیمی نظر تو چیه؟ یکی از مثال هایی است که خانم ها برای تست کردن احساسات و روحیات آقایون به کار می برند. آنها می خواهند به این طریق متوجه احساسات واقعی مردها نسبت به خودشان شوند. آنها در مورد نقاط ابهام سوال می کنند و بر اساس طرز تفکر

آنها ما باید پاسخ سوالات را درست مطابق آنچه در ذهن آنهاست بدهیم در غیر این صورت جزئی از روح آنها به شمار نخواهیم رفت و به عبارتی نیمه گمشده آنها نخواهیم بود.   می توانید این منظره رقت آور را تصور کنید: مردی که آماده پردازش سوالات همسر خود است، او به دنبال پاسخ مناسب می گردد ولی هیچ چیز به ذهنش نمی رسد، همسرش دست به کمر در جلوی او ایستاده و از فاصله نسبتا زیادی به او خیره شده و و پای خود را مرتبا به زمین می زند. آقایون عزیز هیچ راه فراری جز ارائه جواب ندارید فقط باید امیدوار باشید که سرانجام کارتان به بیرون از خانه در کنار زباله ها کشیده نشود!

شماره 6

تجاوز به حریم شخصی همه خانم ها این تمایل غریزی و نا خودآگاه را دارند که هر طور می خواهند با مردها رفتار می کنند و تمام وسایل شخصی آنها را مال خود می کنند.   به عنوان مثال هنگامیکه لباسی را دوست ندارند، به راحتی به خود اجازه می دهند که بر سر کشوی لباسهای ما رفته و آن را زیر و رو کنند تا چیزی را که مناسب حالشان است پیدا کنند و مثلا ژاکت جدید مورد علاقه ما را بر میدارند و می پوشند. حال تصور کنید که شما به متعلقات شخصی آنها نزدیک شوید و یا نه، فقط در مورد مدل مویشان نظر بدهید، آنچنان جهنمی برپا خواهد شد که شعله های آن همه جا را فرا می گیرد. بنابراین شما فکر نمی کنید که زندگی یک زمین بازی جوانمردانه است؟

شماره 7

  بیش از اندازه احساساتی می شوندآنها به خاطر هر چیزی گریه می کنند: یک فیلم غم انگیز ( و یا حتی شاد)، شکستن ناخنشان، خراب شدن مدل موها و ... و بدتر از همه اینها زمانی است که از ما انتظار همدردی دارند، تنها کاری که باید انجام دهید سرو کله زدن با خانمی است که به شما چسبیده و گریه و زاری راه انداخته است.   البته منظور من این نیست که آقایون بی عاطفه هستند و هیچ گونه احساسی ندارند اما مشکل اینجاست که خانم ها بیش از اندازه مامانی هستند و متاسفانه بسیاری از آقایون کوچکترین نکته ای در مورد تسلی خاطر به خانم ها نمی دانند. البته این حقیقت که خانم ها اندکی ظریف و آسیب پذیر هستند نکته جالبی است زیرا شما به راحتی می توانید آنها را دلداری دهید تا موضوع را فراموش کنند. شما که نمی خواهید سیلی از اشکهای او در خانه شما جاری شود؟

شماره 8

آنقدر خرید  می کنند تا از حال بروند هنگامی که زمان خرید فرا می رسد در طول روز زمان کافی برای خانم ها وجود ندارد. حال از گشت و گذار در مراکز خرید و تماشای ویترین مغازه ها گرفته تا خرج کردن تمام موجودی همسرانشان. آنها می توانند ساعت های طولانی را در پشت ویترین یک مغازه کفش فروشی صرف کنند و اصلا هم به آب و غذا و دیگر مسئولیت هایی که در زندگی بر دوش آنهاست

فکر نکنند.   اما تا اینجا همه چیز قابل تحمل است فقط دعا کنید آنروز فرا نرسد که آنها تصمیم بگیرند تا شما را نیز به همراه خود ببرند. ما همراهشان می رویم از این مغازه به آن مغازه، سرگردانی های بی هدف، چند قدم به جلو و دوباره به عقب تا زمانیکه تمام جزئیات البته بجز برچسب قیمت مورد بررسی قرار گیرد.

شماره  9   

پیوسته صحبت می کنند متاسفانه کریس راک نیز این تجربه تلخ را داشته است. روزی در یک مصاحبه تلویزیونی یک سوال از خانمی پرسید که او برای 45 دقیقه در مورد آن توضیح داد! بیشتر خانمها عاشق صحبت کردن هستند و هنگامیکه به آنها میدان دهید بدون توقف پیش خواهند رفت. البته تصور نکنید که گفته های آنها برای ما اهمیت ندارد ما فقط نمی خواهیم گزارش ثانیه به ثانیه تمام جزئیات را بدانیم.

  شماره 10

از روابط جنسی به عنوان یک سلاح استفاده می کننددر جدال جنسی همه چیز بر سر کسی خراب می شود که شلوار بر تن دارد. اغلب خانمها برای نشان دادن برتری خود نسبت به مردها به آنها از موضع روابط جنسی حمله می کنند.   البته من به نوبه خود به کارگیری این روش موذیانه را تحسین می کنم ولی این واقعا منصفانه نیست که آنها از ابتدایی ترین نیازهای انسانی اینطور سوء استفاده کنند.   یاد بگیرید آنها را تحمل کنید اگر با کفایت و تدبیر کافی با مسائل مربوط به خانم ها برخورد کنید رفتارهای آزاردهنده آنها چندان هم غیرقابل تحمل به نظر نمی رسد. تنها شانس شما این است که خود را با آنها وفق دهید شما هم رفتارهای رنجش آور و آزار دهنده مخصوص به خود را دارید، هیچ انسانی کامل نیست، و من فکر می کنم این مطلب تنها چیزی است که هم خانم ها و هم آقایون می توانند بر سر آن به توافق رسند.

نوشته شده توسط پژمان در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 ساعت 8:46 بعد از ظهر | لینک ثابت |

نوشته شده توسط پژمان در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 4:4 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 خودتون قضاوت کنین نظر یادتون نره!

نوشته شده توسط پژمان در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 ساعت 12:50 بعد از ظهر | لینک ثابت |

نوشته شده توسط پژمان در یکشنبه هجدهم آذر 1386 ساعت 5:44 بعد از ظهر | لینک ثابت |

تو رو خدا نظر یادتون نره  جونه من!!!؟؟ مر۳۰.

نوشته شده توسط پژمان در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 11:56 بعد از ظهر | لینک ثابت |

اس ام اس ها ی باحال

اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب چون هردوشون مهمون زود گذرند. پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي 

پفک 100 تومن
شير 800 تومن
سيگار 1000 تومن
نوشابه 250 تومن
بستني مگنوم 350 نومن
کره 400 نومن
آدامس 200 تومن
بيسکويت 400 نومن
روت ميشه اس ام اس 14 تومني نفرستي؟؟

از غضنفر مي پرسن ( قدس سره ) يعني چه ؟
بعد از كمي فكر كردن ميگه : نمي دونم ولي فكر كنم يه چيزي تو مايه دمت گرم باشه!

ميدوني طبق آخرين آمار كم جمعيت ترين جاي دنيا كجاس؟
.
.
.
نميدوني؟
.
.
.
. قلب منه كه فقط تو توي اون ساكني !!!

دوست دارم تو سیب باشی و من چاقو پوستتو بکنم می دونی چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست سیب رو بکنه باید همش دورش بگرده 

من این اس ام اس رو نفرستادم ٬ موبایلم خودش فرستاد ٬ مثل اینکه موبایلم خاطر خواه  موبایلت شده!

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . الهي قربون چشات برم که دنبال اس.ام.اس ميگردي

وقتی صدام می کنی،آرزو می کنم ای کاش کر بودم،تو که لال نمی شی!

عجب رسمیه رسم زمونه/اس ام اس شده کار زمونه/میرن مسیج ها،از اونا فقط/هزینه هاشون به جا می مونه

 

نمی دونم کجا این دل اسیره/همین جور بگذره ترسم بمیره/نفهمیدند دردم را طبیبان/بگین"یانگوم"بیاد نبضم بگیره.

 

می دونی فرق تو با یاگوم چیه؟اون جواهری در قصره ولی تو قصرجواهری

 

اگه دیدی یه خرس دنبالت کرد نترس!چون اون فهمیده تو چه عسلی هستی

 

کاشکی دنیا واسه یک شب مال من بود اون وقت با خوشحالی از دنیام پرتت می کردم بیرون

 

چندی ست که بیمار وفایت شده ام/در بستر غم،چشم به راهت شده ام/این را تو بدان اگر بمیرم روزی/مسئول تویی که من فدایت شده ام.

 

یه تریلی ارادت داریم خدمت شما!خالی اش کن که تریلی بعدی تو راهه

 

شکستن یک دل چقدر می خواست که فکر کردی قویترینی؟

 

توی زندون عشق تو اون قدر شلوغ می کنم و زندون رو به هم می زنم که مجبور بشی منو بزاری تو انفرادی قلبت

 

روی فرش دل جوهری از عشق تو ریخت،اومدم عشقت رو پاک کنم،بدترشد.خلاصه گند زدی به فرش من!

 

نمی دانم تا کدامین طلوع خواهم ماند و در کدامین غروب خواهم رفت،اما دوست دارم تا آخرین لحظه ی بودنم تو را سرکار بگذارم.

 

چه کسی می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی؟چه کسی می داند که تو در حسرت یک روز نه در فردایی؟پیله ات را بگشا...تو به اندازه یک پروانه زیبایی

 

عشق تو توی قلبم،مثل "نظیر شنبه" است که از خونه "شکوه" بیرون نمی ره.

 

می دونی فرق تو با عشق،زندگی و گل چیه؟عشق یک کلمه است ولی تو معنی آن هستی،زندگی یک اجبار است ولی تو دلیل آن هستی،گل یک گیاه است ولی تو عطر آن هستی.

 

عشق کلید شهر قلب است،به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود.

 

وقتی صدام می کنی،آرزو می کنم ای کاش کر بودم،تو که لال نمی شی!

 

گفتم که خدا مرا حیاتی بفرست/طوفان زده ام،راه نجاتی بفرست/فرمود که با زمزمه یا مهدی/نذر گل نرگس صلواتی بفرست

 

طوجه،طوجه:عاموظش علفبای ضبان فارصی سد در ثد تزمینی،جلصه عول رایگان.

نوشته شده توسط پژمان در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 11:53 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 

ما واقعا تا چیزی رو از دست ندیم قدرش رو نمی دونیم ولی در عین حال تا وقتی که چیزی رو دوباره به دست نیاریم نمی دونیم چی رو از دست دادیم ...

 ***************
ای که دور از من و یاد منی....با خبر باش که دنیای منی
شادیت شادی من...غصه ات غصه ی من
قلب من خانه تو...خانه ات قبله ی من
***************
بيا شب‌هاي هجران را سحر کن... به عشق خود دلم را شعله‌ور کن.. در اين شبهاي سرد بي‌ترنم... لبانم را پر از شير و شکر کن
***************
اگه چشمات پرسيد بگو نديدمش... اگه گوش هات پرسيد بگو نشنيدمش... اگه دستت لرزيد بگو مال سرماست...
اما اگه دلت لرزيد به خودت دروغ نگو دوستش داري!
***************
عشق در لحظه اي پديد می آيد ، دوست داشتن در امتداد زمان ،
اين اساسی ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است .
***************
There is no time so pleasant as Live time
خوش تر از ايام عشق، ايام نيست
***************
بدترين نوع فراق زماني هست که کسي رو که دوست داري در کنار خودت داشته باشي ولي بدوني هيچ وقت نمي توني مالکش بشي.
***************
اگر رفتم تو يادم کن...
 اگر مردم تو خاکم کن...
اگر ماندم در اين دنيا... به مهر خود تو شادم کن
***************
در روياهاي كودكانه آموختم به چيزي كه به من تعلق ندارد فكر نكنم اما ناگهان او همه ي فكرم شد .
***************
عشق حقيقي هرگز کسي که به حقيقتي رسيده نمي تواند ان را براي ديگري تعريف کند و کسي که ادعاي دانستن حقيقت را دارد تنها آن را از دور ديده است. همانند پروانه اي که وقتي در آتش سوخت ديگر زنده نيست
***************
مي دوني دوست يعني چي؟ د:داشتن و:اونيکه س:ستايش کردنش ت:تمومي نداره
**************
* صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني
***************
* گر نيايي تا قيامت انتظارت مي کشم. منت عشق از نگاه پر شرابت مي کشم. ناز چندين ساله ي چشم خمارت مي کشم. تا نفس باقيست اينجا انتظارت مي کشم....
 

نوشته شده توسط پژمان در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 11:45 بعد از ظهر | لینک ثابت |

به یارو ميگن: با «آجر» جمله بساز، ميگه با آجر كه جمله نميسازن،‌ ديوار ميسازن!

ميگن: با «ابريشم» جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه!

ميگن: با «اختاپوس» جمله بساز. ميگه: اوخ، تا پوستم نسوخته برم تو سايه!

ميگن: با «بنزين» جمله بساز. ميگه: خوش به حال شماها كه سوار بنزين!

ميگن: با «تلاش» جمله بساز،‌ ميگه: مادرم رفت بازار طلاشو فروخت!

ميگن: با «توكيو» جمله بساز، ميگه: من خديجه رو دوست دارم توكيو؟!

ميگن: با «جام جم» جمله بساز. ميگه: صبح كه از خواب پاميشم جامو جم مي‌كنم!

ميگن: با «حميد و فريد» جمله بساز. ميگه: شما با هميد؟ چند نفريد؟

ميگن: با «خرچنگ» جمله بساز، ميگه:‌ كره خر چنگ نزن!

ميگن: با «رادار» جمله بساز ميگه: از اينجا به خونه ما راداره!!

ميگن: با «زنبور و خر و گاو» جمله بساز،‌ ميگه: زنبور خره، گاو منه!

ميگن: با «ستيز» جمله بساز، ميگه: موبايل سِت ايز آف (mobile set is off)!!!

ميگن: با «سينا» جمله بساز. ميگه: با عباس‌اينا رفتيم بيرون!

ميگن: با «شمشير» جمله بساز، ميگه: فدات شم شير مي‌خوري؟!

ميگن: با «شيشه» جمله بساز،‌ ميگه: ساعت يك ربع به شيشه!
 
 
**به یکی میگن این ( ! ) علامت چیه ؟
میگه دستشویی ممنوع حتی یک قطره

**طرف میره آزمایش بده بعد از اینکه لیوان ادرار را پر میکنه
به پرستار میگه چیکارش کنم
پرستار میگه برو بالا طرف میگه به سلامتی همه

**میدونی چرا خانمها کمتر فوتبال بازی میکنند ؟
چون کمتر پیش میاد یازده تا خانم راضی بشن همزمان یه جور لباس بپوشن

*به يکی ميگن چرا سي ديت انقدر خش داره ميگه:آخه زير قسمتهاي مهمش خط كشيدم

*از يه بسيجي مي پرسن دو خط موازي چه خطي هستند؟ ميگه دو خط موازي خطي هستند كه هيچ وقت به هم نميرسند مگر به دستور مقام معظم رهبري

*ميگن هرکجا شنيدي گفتن ياحسين سريع برو بخاطر اينکه اونجا دارن غذا مي دن وهرجاشنيدي ياعلي گفتند اونجا نرو بخاطر اينکه اونجا دارن ماشين حل مي دن

*يك نفر ميره خواستگاري.بعد دوستش ازش مي پرسه نتيجه چي شد.ميگه پنجاه پنجاه.اون و پدر و مادرش موافق نيستن . منو پدر و مادرم موافقيم

*به نيوتن گفتندبراي چي از افتادن سيب تعجب كردي نيوتن براي اينكه من زير درخت گلابي نشسته بودم

*يك روزي سر يکی ميخ ميره ميربرنش دكتر ، دكتر هر كاري مي منه در بياره نمي تونه آخرش یارو ميگه كجش كن همان جا بمونه

**یکی ادعاي پيامبري ميكنه بهش ميگن خوب اسم كتابت چيه ميگه كتاب ندارم جزوه ميدم بنويسيد.

** يه روز يه بسيجي ميره مغازه عروسك فروشي به فروشنده ميگه ببخشيد اين خواهر قيمتش چنده
 
 
 

نوشته شده توسط پژمان در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 11:43 بعد از ظهر | لینک ثابت |

دوستت دارم و عاشقانه به پایت می سوزم

دوستت دارم
دوستت دارم و عاشقانه به پایت می سوزم ، به وفاداری ام ، به عشقم ، به صداقت و معصومیتم ، به ایمان و ایثار و صبرم تهمت و طعنه نزن که خودت خوب می دانی همه را یکجا دارم، اگر با بیرحمی تمام، همه از سر ظواهر رنگ به رنگ پیرامون توست. من با امید به خداوند مهربان و با اعتقاد به عشقی که هرگز از قلب مغرور تو بیرون نخواهد رفت چشم به راهت خواهم نشست ، شاید روزی تو با یک بهار بیایی.

شب هنگام، عاشقانه ترین دلنوشته هایم را نثارت می کنم، شاید روزی بخوانی و بدانی که این عاشق ترین، مانند زنان عاشق هندو در آتش عشق تو می سوزد و به انتظار دوباره مهربان شدنت ، وفادارانه خواهد نشست. به اعتقاد پیمان زیبایی که شبی روبروی زنده رود آرام بستیم و به هم قول دادیم هرگز به هم پشت نکنیم و من به اعتماد شانه های قوی و مردانه ات، دست ها و شانه های ظریفم را به تو بخشیدم و دل به دریا زدم و سلول ها و رگ و خون و قلب و دین و ایمان و ... را در طبق اخلاص نهاده و سر تسلیم در مقابل غیرت زیبا و محّبت و عشق بی ریایت فرود آوردم .  
 می دانم تو با بهاری دیگر، با شکفتن لاله ای دیگر، و شاید با فرود قاصدکی زیبا باز خواهی گشت و خزان دلم را رنگی دیگر خواهی زد. می دانم خواهی آمد، بی هیچ دغدغه ای، فقط برای دل تنها و بی کس من که غریبانه چشم به راه است. زمزمه های عاشقانه ام را کتابی خواهم کرد، به امید روزی که دست های زیبایت آن را در دست بگیرد و چشم های نازنینت، مهربانانه (نه از سر ترحّم ، که از روی دلسوزی و مهر) بر آن، اشک غیرت بریزد.

 دوستت دارم و عاشقانه به پایت می سوزم ، به وفاداری ام ، به عشقم ، به صداقت و معصومیتم ، به ایمان و ایثار و صبرم تهمت و طعنه نزن که خودت خوب می دانی همه را یکجا دارم، اگر با بیرحمی تمام، زبان به تهمت من می گشایی همه از فرط خستگی ست، همه از سر ظواهر رنگ به رنگ پیرامون توست. من با امید به خداوند مهربان و با اعتقاد به عشقی که هرگز از قلب مغرور تو بیرون نخواهد رفت چشم به راهت خواهم نشست ، شاید روزی تو با یک بهار بیایی.

 آرام و بی صدا به تماشایت خواهم نشست و در جستجوی ردّ پایت هر جا که باشد عاشقانه روز را به شب ، و شب را به صبح می رسانم . در  بیکرانه های خاطراتمان، در کوچه های دیارمان، در وبلاگم (دستنوشته هایم)، در ایمیل هایم و در آف لاین هایم، روی تلفنم، در چشم های عروسکم، نمی دانم ... هر جا که بوی خوش تو را دارد.

 برای خوشبختی ات دعا می کنم، و دوستت خواهم داشت نه آنطور که تو مرا دوست داشتی، من حالم از تو به هم نخواهد خورد ، من عاشقانه و به زلالی آب تو را می پرستم با اینکه تو نیز مرا می آزردی و من هرگز لب به شکوه و گلایه نگشودم. من تلاشی برای محو کردن تو ، برای کمرنگ کردنت و برای بایگانی کردنت نخواهم کرد، من هر روز و هر لحظه پر رنگ و پر رنگترت خواهم کرد. من هرگز نخواهم گفت مثل تو زیادند، که عاشق واقعی،  هرگز مثل معشوقش را نخواهد یافت حتی اگر سراپا عیب و تقصیر باشد، آنها معتقدند: اگر در دیدهء مجنون نشینی  به غیر از خوبی لیلی نبینی .

 من تو را نه از تو که از خدای مهربان و عاشق نوازم می خواهم، من ریشه های ماندگار این عشق را با اشک های گرانبهای دیدگانم آبیاری کرده ام،  من این نهال 5-6 ساله را با خون جگر بارور کرده و به ثمر رسانده ام.

 آری، من هر ماه رمضان، هر محّرم، هر نوروز و هر پائیز تو را صیقل داده و تازه ترت خواهم کرد.

 هرگز فراموش نکن که من عاشق ترین بودم و دوستت داشتم بیشتر از جانم، من ماندنی ترینم و ثابت قدم ترین ، این را به یاد بسپار و از این حقیقت محض نگریز ، آری نازنین ، هر گلی یک بویی دارد !!

 من هم با وجود کاکتوس بودنم ، یا شاید خرزهره بودنم ! چیزهایی داشتم که شاید دیگران ندارند ... آه که زخم هایت کاری و دلخراش است و تنها مرهم آن، مهربانی های گاه به گاه توست که همیشه به همان دلخوش بوده ام. خوب است که دلت مثل زبانت تیز و برنده نیست! تو را با تمام قلبم به خدای مهربان و کریم می سپارم ....

نوشته شده توسط پژمان در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 ساعت 1:35 بعد از ظهر | لینک ثابت |

می خوام رگ بزنم..رگ خودمو..

زندان

می دونی؟
یه اتاقی باشه گرمه گرم..روشنه روشن..
تو باشی منم باشم..
کف اتاق سنگ باشه سنگ سفید..
تو منو بغلم کنی که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم..


 

اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار..پاهاتم دراز کردی..

منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم..

با پاهات محکم منو گرفتی ..دو تا دستتم دورم حلقه کردی..

بهت می گم چشماتو می بندی؟

میگی اره بعد چشماتو می بندی ...

بهت می گم برام قصه می گی ؟ تو گوشم

می گی اره بعد شروع می کنی اروم اروم تو گوشم قصه گفتن..

یه عالمه قصه طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمی شن..

می دونی؟

می خوام رگ بزنم..رگ خودمو..مچ دست چپمو..یه حرکت سریع..

یه ضربه عمیق..بلدی که؟

ولی تو که نمی دونی می خوام رگمو بزنم ..تو چشماتو بستی ..نمیدونی

من تیغ رو از جیبم در میارم..نمی بینی که سریع می برم..نمی بینی

خون فواره می زنه..رو سنگای سفید..نمی بینی که دستم می سوزه

و لبم رو گاز می گیرم که نگم اااخ که چشماتو باز نکنی و منو نبینی..
تو داری قصه می گی..

من شلوارک پامه..دستمو می ذارم رو زانوم..خون میاد از دستم میریزه

رو زانوم و از زانوم میریزه رو سنگا..قشنگه مسیر حرکتش..

حیف که چشمات بسته است و نمی تونی ببینی..

تو بغلم کردی..می بینی که سرد شدم..محکم تر بغلم میکنی که گرم بشم..

می بینی نا منظم نفس می کشم..تو دلت میگی آخی دوباره نفسش گرفت.

می بینی هر چی محکم تر بغلم می کنی سرد تر میشم.

می بینی دیگه نفس نمی کشم..

چشماتو باز میکنی می بینی من مردم..

می دونی ؟ من می ترسیدم خودمو بکشم از سرد شدن ..از تنهایی مردن..

از خون دیدن..وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم..

مردن خوب بود ارومه اروم...

گریه نکن دیگه..من که دیگه نیستم چشماتو بوس کنم بگم خوشگل شدیاااا

بعدش تو همون جوری وسط گریه هات بخندی..

گریه نکن دیگه خب؟ دلم می شکنه..

دل روح نازکه.. نشکونش خب؟؟

نوشته شده توسط پژمان در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 ساعت 1:13 بعد از ظهر | لینک ثابت |

من گریه نخواهم کرد

اینگونه خزانم را در عشق نهان کردم
من درد جدا بودن بر گور عیان کردم
افسوس نخواهم خوردافسانه نمی بافم
بر شانه هر بادی کاشانه نمی سازم
من زشت نمی گویم بر چهره معشوقم
اوخوب و وفادار ست من خسته و رنجورم

من گریه نخواهم کرد

من اشک نخواهم ریخت

من خسته نخواهم شد افسرده نخواهم شد

فریاد زنم فریاد:

من عشق نمی خواهم معشوق نمی خواهم

می خندم و می رقصم

فریاد زنم فریاد :

اینگونه خزانم را در عشق  نهان کردم

من درد جدا بودن بر گور عیان کردم

افسوس نخواهم خوردافسانه نمی بافم

بر شانه هر بادی کاشانه نمی سازم

من زشت نمی گویم بر چهره معشوقم

اوخوب و وفادار ست من خسته و رنجورم

امروز چنان دیروز

افسوس نخواهم خورد

من یادگرفتم عشق

بیگانه نمی داند

لیکن  به دل شادم

سر مشق کنم  امروز

لیکن به دل شادم

نیای خودم گرم است

من دوست نمی خواهم....

نوشته شده توسط پژمان در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 ساعت 1:9 بعد از ظهر | لینک ثابت |

جملات کوتاه عاشقانه(شماره 1)

به دنبال واژه ای میگردم! تا قلمم راسیراب کنم واین آخرین شاید هم آغازی برای فرداییست که هنوز در راه نیست و کاغذهای مچاله شده ی زباله دان گواه به این راز دارند و این آیینه خسته تر از همیشه زیر غباری از دور تنها تصویر مرا بدونه هیچ واژه ای به سکوت فریاد می زند امروز غبارت را به باد می دهند

به دنبال واژه ای میگردم! تا قلمم راسیراب کنم واین آخرین شاید هم آغازی برای فرداییست که هنوز در راه نیست و کاغذهای مچاله شده ی زباله دان گواه به این راز دارند و این آیینه خسته تر از همیشه زیر غباری از دور تنها تصویر مرا بدونه هیچ واژه ای به سکوت فریاد می زند امروز غبارت را به باد می دهند

 هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیباى تورا / هرگز نمى گیرد کسى در قلب من جاى تورا

 گل نیست چنین سرکش و رعنا که تویی/ مه نیست بدین گونه فریبا که تویی/ غم برسر غم ریخته آن جا که منم/ دل برسردل ریخته آنجا که تویی

 زندگی دفتری از خاطر هست. یک نفر در شب کم، یک نفر در دل خاک، یک نفر همدم خوشبختی هاست، یک نفر همسفر سختی هاست، چشم تا باز کنیم عمرمان میگزرد ما همه همسفریم

 اونی که یار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمی داد دل به هر کس نمی داد، دل می گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهمیدم که دروغ وهوسه، غصه خوردن نداره ،گریه کردن نداره، به یه قلب بی وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چی شد، قلب اون مال کی شد اون که از من پر گرفت چی می خواستیم وچی شد، اونی که مال تو بود اگه لایق تو بود تورو تنها نمی ذاشت، با خودت جا نمی ذاشت... اونی که یار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمی داد دل به هر کس نمی داد

 خوشا دردی که درمانش تو باشی خوشا راهی که پایانش تو باشی خوشا چشمی که رخسار تو بیند خوشا ملکی که سلطانش تو باشی خوشا آن دل که دلدارش تو گردی خوشا جانی که جانانش تو باشی مشو پنهان از آن عاشق که پیوست همه پیدا و پنهانش تو باشی برای آن به ترک جان بگوید دل بیچاره تا جانش تو باشی

 اگر سهم من از این همه ستاره فقط سوسوی غریبی است، غمی نیست. همین انتظار رسیدن شب برایم کافیست

 مهربانا ، سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده ی دلم را در آن بگسترانم و با دستان خسته قنوتم از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نگاهت را بتابانی و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دگر در من تازه گردانی....

 هر که عاشق شد جفا بسیار می باید کشید/ بهر یک گل منت صد خار می باید کشید/ من به مرگم راضیم، اما نمی آید اجل/ بخت بد بین، از اجل هم ناز می باید کشید

 حیف از آن صداقتی که بود و نیست/ آن همه نجابتی که بود و نیست/ ای شکوه سبز تو برای من/ سایه حمایتی که بود و نیست/ یک صدای خسته در گلوی نی/ ناله شکایتی که بود و نیست/ آن همه دو بیتی آن هم غزل/ شرح بی نهایتی که بود و نیست/ عشق اگر چه گاه جلوه می کند/ عاشقی حکایتی که بود و نیست

 دستهایت تکیه گاهم بود و نیست/ عشق تو پشت و پناهم بود و نیست/ حیف! آن وقتی که عاشق شد دلم/ چیز سبزی در نگاهم بود و نیست/ عشق این سرمایه بازار دل/ آب این روی سیاهم بود و نیست/ یاد آن ایام مشتاقی بخیر/ عاشقی تنها گناهم بود و نیست

 شمع می سوزد و پروانه به دورش همه شب/ من که می سوزم و پروانه ندارم چه کنم

 روی هر سینه سری گریه کند وقت وداع/ سرمن وقت وداع گوشه دیوار گریست

 کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرت ولی.... آهسته می گویم: الهی! بی اثر باشد ...

نوشته شده توسط پژمان در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 ساعت 1:2 بعد از ظهر | لینک ثابت |

دوست داشتن به 21زبان مختلف دنیا

English : I Love You

Persian : To ra doost daram

01) English : I Love You

02) Persian : To ra doost daram

03) Italian : Ti amo

04) German : Ich liebe Dich

05) Turkish : Seni Seviyurum

06) French : Je t'aime

07) Greek : S'ayapo

08) Spanish : Te quiero

09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun

10) Arabic : Ana Behibak

11) Iranian : Man doosat daram

12) Japanese : Kimi o ai shiteru

13) Yugoslavian : Ya te volim

14) Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida

15) Russian : Ya vas liubliu

16) Romanian : Te iu besc

17) Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak

18) Syrian/lebanese : Bhebbek

19) Swiss-German : Ch'ha di ga"rn

20) Swedish : Jag a"Iskar dig

21) Africans : Ek het jou li ...

نوشته شده توسط پژمان در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 ساعت 12:59 بعد از ظهر | لینک ثابت |

این کسی نیست جز خانم مستر بین

نوشته شده توسط پژمان در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 ساعت 11:42 بعد از ظهر | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
با سلام ازتون متشکرم که به وبلاگ من اومدین لطفاَ نظر یادتون نره ممنون با تشکر مدیر وبلاگ پژمان و اگر میشه مشکلات این وبلاگ رو بدونه رود ر بایسی بگین لطفا. واگه با من کاری داشتید این آی دیمه.pejmanhaker@yahoo.com.
دوستان این جمله ها رو تو زندگیتون به کار ببرین(ره رو آن نیست که گه تند و گه خسته رود ره رو آن است که آهسته و پیوسته رود)،(با خدا باش پادشاهی کن بی خدا باش هرچه خواهی کن)نظر یادتون نره ها !!!
فهرست اصلی
پیوندها
امکانات

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط پژمان محفوظ است.طراحی شده توسط Masoud Binaei.

JavaScript Codes JavaScript Codes کدهای جاوا اسکریپت

JavaScript Codes
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
Oneline users :

کدهای خفن جاوا اسکریپت


لطفا تاریخ تولد خود را به میلادی وارد کنید

Month /ماه Dat /روز Year /سال Hours /ساعت



جدول نشان دهنده میزان عمر شما

در ماه
در هفته
در روز
در ساعت
در دقیقه
در ثانیه
در صدم ثانیه
میزان عمر شما در کل

Free JavaScripts provided
by
www.javaexript.tk


WEST SIDE GOD OF THE PERSIAN RAP

WEST SIDE GOD OF THE PERSIAN RAP


اسم دختر اسم پسر http://learning.parsaspace.com/cursor/cursor3.cur

بهترين كدهاي جاوا اسكريپت

powered by arao.blogfa.com